|
مجتمع آموزش استثنایی قدس بهشهر
|
||
|
گزارشات ، مقالات و فعالیتهای جاری مجتمع |
عنوان پيشنهاد: ورزش صبحگاهي معلمان در مدرسه
در فاصله زماني حضور معلمان درمدرسه تا حضور آنها دركلاس زماني حدود 15تا 20 دقيقه اغلب د ردفاتر به بطالت مي گذرد. مي توان معلمان را تشويق به ورزش نمود تا روزانه حداقل 10دقيقه ورزش صبحگاهي انجام دهند اين كار مي تواند با دانش آموزان يا مجزا از آنها باشد علت اينكه اين پيشنها د را رائه كرديم شيوع بيماريهاي قلبي وعروقي درجامعه ماشيني كنوني و وجود انواع برنامه ها ي ارتقاء سلامت براي دانش آموزان بدون حضور معلمين ،خلاء اين برنامه ها رابيش از پيش نشان مي دهد لذا جهت ارتقاء سلامت جسماني و رواني و اجتماعي معلمان و بهتر شدن كيفيت كاري آنها درامر آموزش و الگو شدن براي دانش آموزان ورزش صبحگاهي راامري لازم براي معلمين دانسته وبر آن تاكيد داريم چون برهمگان فوايد ورزش آشكار و وجوب آن در برنامه روزانه مورد تاييد است . انجام چنين برنامه هايي درآموزش و پرورش بعنوان اولين نظام فرهنگي كشور مي تواند سرمشق براي حركت هاي اجتماعي بزرگ دركشور عزيزمان باشد .كه خود علاوه بر بالا بردن سطح كيفي خدمات اين ارگان در تدريس همكاران گرامي ،ارتقاء شرايط جسماني و رواني ،كاهش هزينه ها ي ناشي از سلامتي براي خود افراد و طبعاً جامعه دارد.
حداقل امكانات لازم براي اين كار فراهم سازي يك جفت كفش ورزشي و يك دست گرم كن ورزشي است . و استفاده از سالن مدرسه جهت فضاي ورزش . البته اين طرح نياز به فرهنگ سازي لازم دارد .آموزش وپرورش مي تواند باترغيب معلمين به انجام اين برنامه باامتياز دهي و برنامه ها ي تشويقي ديگر زمينه رابراي اجرا اين پيشنهاد درهمه مدارس آماده كند .
در مجتمع استثنايي قدس شهرستان بهشهر 2ماه اين برنامه به طور مرتب باحضور 4نفر از معلمين زن به طور دائم و چند معلم زن به صورت متناوب هر روزصبح درسالن مدرسه حتي بالباس فرم مدرسه اجرا مي شود.اسامي 4عضو دائمي اين طرح خانم ها : سليمه دهبندي ، سكينه باقري ، ربابه نادعلي زاده ،فرزانه عربعلي مي باشند. بعد ازورزش صبحگاهي شور ونشاط وصف ناپذيري درهمه احساس مي شودجالب اينكه درروزها ي تعطيل هم دلمان مي خواهد به مدرسه بياييم تا انرژي مثبت حاصل از ورزش صبحگاهي را بدست آوريم.ضمناً ما به صورت كاملاً تجربي دريافتيم كه بعد از ورزش خيلي بهتردركلاس بادانش اموزان كار مي كنيم و كارايي بهتري چه از نظر آموزشي و اخلاقي از خودمان بروز مي دهيم .ورفتار صميمانه تري هم نسبت به همكاران مدرسه و كادر دفتري پيدا كرده ايم .از پيامدهاي ديگراين طرح احساس سطح سلامتي بيشتر نسبت به قبل مي باشد .كه وجود اين حس بسيارخوشايند مي باشد. خواهشمندم اين تجربه ما راشما هم در مدارستان اجرا كنيد تا به موفقيت ها ي طلايي آن پي ببريد . با تشكر باقري
<<معلولین باید با ارایه تواناییهایشان به جامعه نشان دهند که می توانند مفید باشند حتی با معلولیت >>
این نمایشگاه بمناسبت روز معلولین درمدرسه بر پا شد تعدادزیادی ازدانش آموزان ناشنوا ،کم توان ذهنی ابتدایی و مهارت های حرفه ای بصورت خیلی فعال درآن شرکت کردند بازدید کنند گان زیادی از مدارس مختلف شهر به نمایشگاه جهت بازدید آمده بودند برای دانش آموزان عادی خیلی عجیب بود که کودکان استثنایی کارها یی به این خوبی ارائه بدهند. ضمناْ مسولین آموزش وپرورش شهرستان هم از نمایشگاه بازدید به عمل آوردند من هم باتهیه چند پوستر ونوشته درهر چه بهتر برپا شد ن نمایشگاه همکاری کردم در کل عزیزان زیادی برای برپایی آن زحمت کشیدند دست همگیشان درد نکند (از جمله سرپرستان آموزشی ،معاونین ،دبیران راهنمایی ،معلمین ابتدایی و ....... ) با تداوم کارهایی ا زاین قبیل هم در معرفی مدرسه استثنایی به اقشار جامعه موفق می شویم و هم اطلاع رسانی درست نسبت به تواناییها ی دانش آموزان استثنایی انجام می گردد . وهم دانش آموزان استثنایی درانجام کارها ی عملی انگیزه بیشتری پیدا می کنند . به امید اروزی که دانش آموزان استثنایی مدرسه ما در سطح شهر و کشوری موفق شوند .
امروز ۱۶/۹/۸۵ دركلاس اول تولد دانش آموز زكيه خانم را جشن گرفتند معلم مربوطه خانم قديري زحمات زيادي براي تداركات اين جشن كشيدند من ضمن تبريك تولد به دخترخوبم زكيه خانم از خانم قديري معلم مربوطه هم تشكر مي كنم اميدوارم معلمين ديگر هم براي ايجاد ذوق وشوق بيشتر در كلاسشان صياد خوبي باشند و به صيد موقعيتها يي كه بشود از آن بعنوان سوژه هاي مفيد و موثر در روحيه دانش آموزان و ايجاد جو رقابت بهتر استفاده كنند به اميد روزي كه معلمين محترم استثنايي با دانش آموزان خود در چند ساعت مد رسه زند گي كنند ودر كنارآن درس بدهند نه اينكه فقط فكر كنند دراين چند ساعت روز راطوري بگذرانند كه هر چه زودتر به منزلشان بروند . من باز هم از كليه معلمين زحمت كش تشكر مي كنم ودستان گرمشان را مي فشارم وبرايشان آرزوي موفقيت مي كنم

به نام خدا
امروز 3دسامبر 2006برابر با 12آ ذر 1385روز جهاني معلولين بود با شعارافراد معلول‹‹ دسترسي به الكترونيك›› سازمان بهداشت جهاني (WHO) برمشاركت كامل افراد ناتوان جامعه و تساوي فرصتها تاكيد دارد ضرورت دسترسي افراد معلول به امكانات فرهنگي واجتماعي ،حرفه اي ،تسهيلات پزشكي و درماني موضوعي است كه د رشعارمدنظر روزجهاني معلولان مي باشد .مثال دراين رابطه براي نابينايان بيش از 2000عنوان كتاب الكترونيك توليد كرده اند . استفاده هاي ديگري كه نابينايان از سيستم الكترونيك مي برند از طريق اينترنت بسياري از نيازهاي خود را در سطوح مختلف جامعه برطرف مي كنند مثل اشتغال و دردسترس بودن فرد در جامعه تحول ديگري كه درارتباط با نابينايان است SMS گوياساز تلفن همراه است كه به وسيله يك نرم افزارروي تلفن همراه سوار مي شود بدين طريق نابينايان مي توانند با اطرافيان خود ارتباط برقرار كنند . درجهان چند صد مليون نفر بر اثرنقص هاي حركتي ،شنوايي ،بينايي وذهني داراي معلوليت هستند و روشن است كه خدمات پزشكي و توانبخشي براي بر طرف كردن نياز آنها لازم است يكي از اصول اوليّه توانبخشي معلولان تعلق به جامعه است يعني آنها متعلق به همين جامعه و جزئي از آن هستند و بايستي در تمامي سياست ها ي اجتماعي ،آموزشي و سلامتي در كليه سطوح مورد توجه قرارگيرند . توانمند سازي معلولان يكي ديگر از اصول قابل قبول بهزيستي است كه با كمك سرمايه ملّي يعني مردم براي ارائه خدمات توانبخشي از رويكرد مشاركتي مردم استفاده مي كند.دركشورما 1900000معلول جسمي –حركتي ،نابينا وناشنوا وجود دارد كه از اين تعداد 149000نفر جسمي وحركتي 35000نفر نابينا و 68000نفرناشنوا هستند ضمناًمعلولين ذ هني 776420نفر برآورد مي شود 159324نفر از اين معلولين ذهني تحت خدمات توانبخشي مي باشند . بيماران رواني مزمن در كشور 70تا 80هزار نفر هستند كه فقط حدود 21هزارنفراز امكانات توانبخشي استفاده مي كنند . امكانات توانبخشي يعني حداقل نيازمند يها ي بهداشتي و تغذ يه اي و آموزشي آنها را بر طرف مي كنند متولي ارائه اين خدمات بهزيستي است .
نيازمنديها ي معلولان به توانبخشي شامل : پزشكي ،اجتماعي ،آموزشي و اشتغال است .
درزمينه پزشكي: توان جسمي باقيمانده فرد معلول را افزايش دهند تا او بتواند درشرايط بهتري قرار بگيرد
درزمينه اجتماعي: حمايت ها ي بيمه ،كمك هزينه زندگي و تحصيل ،مشاوره ،بازديد ازمنازل آنها جهت حل مشكلات آنها
درزمينه آموزشي: ارتقاء سطح آگاهي معلول و خانواده وي وآموزش بهداشت روان به فرد معلول و خانواده اش
درزمينه اشتغال : يكي از نيازها ي مهم و اساسي افراد معلول اشتغال ومشاركت آنها درعرصه ها ي
گوناگون اقتصادي واجتماعي جامعه است .
اميدواريم معلولين جامعه ما بتوانند به تمامي حق وحقوق قانوني خود برسند چون طبق قانون حمايت از معلولين: آنها حق دارند ازامكانات فرهنگي ،رفاهي ،و ورزشي و وسايل حمل ونقل دولتي به عنوان يك شهروند استفاده نمايند .
امامتاسفانه چهره شهرها بيانگر چيز ديگري است ابتدايي ترين امكانا ت در شهرسازي رعايت نشده پياده روها مناسب سازي نشده و ادارات وسازمانها ي ما هيچگونه امكانا ت خاص براي معلولين ندارند كه بخواهند حتي از اداره ا ي ديدن كنند بااين وضعيت چگونه انتظارداشته باشيم كه معلولان ما به كامپيوتر،الكترونيك دسترسي داشته باشند
من مي گويم عزيزمعلول خودت همتي به خرج بده و با عزمي خلل ناپذير وبا ايده من مي توانم حركتي راشروع كن اگر چه شايد دراين را بارها به زمين بخوري اما عاقبت موفق مي شوي خودت را به جامعه نشان دهي ناتواني معلوليت رنگ مي بازد و كارايي هايت شخصيت واقعي تورامي سازد .
موفق باشيد دوستان من é
درس هايي از زند گي :
ياد بگيريم كه نمي توان ديگران را مجبوربه دوست داشتن كرد اما مي توان محبوب ديگران شد
ياد بگيريم كه خوب نيست خود را با ديگران مقايسه كنيم
ياد بگيريم كه ثزوتمند كسي نيست كه داراي بيشتري دارد بلكه كسي است كه نياز كمتري دارد
ياد بگيريم كه ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق بر دل كساني كه دوست شان داريم ايجاد كنيم و سالها وقت لازم است تا آن زخم ترميم يابد
ياد بگيريم كه كساني هستند كه ما را عميقاً دوست دارند اما بلد نيستند احساسشان را ابراز كنند يا نشان دهند
ياد بگيريم كه هميشه كافي نيست ديگران شما را ببخشند بلكه خودتان نيز بايد خود را ببخشيد
ياد بگيريم كه مي شود دو نفر به يك موضوع واحد نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند
cd
مشكلات خانوادهٴ كودكان عقب مانده وچگونگي كمك به آنها
معلوليتهاي كودك ، كندي رشد ، مشكلات ويژه جسمي ، سرخوردگي و روياهاي بر باد رفته جملگي بر والدين فشارهايي وارد مي كنند كه موجب بر هم خوردن آرامش و تعادل خانواده مي شود و مشكلات مالي مشكل ديگري است كه بر مسائل فوق اضافه مي شود . درجامعه ما خدمات گوناگوني راجهت حمايت از پرورش كودك درخانواده بهنجار دارند اما اين حمايت براي خانوادهٴ كودك عقب ماند ه كمتر فراهم است . بنابراين تدارك يك برنامه حمايتي مورد نياز براي اعتماد خانواده كودك عقب ماند ه ذهني است . خانواده يك كودك عقب ماتد ه نيازمند نوعي محرم راز ، دوست و ياور است تا به عنوان يك سوپاپ اطمينان عمل كند ويا والدين را از منابع و خدمات مطلع كند . هرچند هر خانواده منحصر به فرد است اما در بين مسائل ومشكلات خانواده هاي كودكان عقب ماند ه وجوه مشرك زيادي وجود دارد . توانبخشي مي تواندقسمتي ازاين رسالت رادر مدارس استثنايي به عهد ه بگيرد به خصوص مشاورين محترم مشاوران غير حساس كه بسرعت خبر از تشخيص مي دهند يا به ابراز چنان نظرات تخصصي اي مي پردازند كه حاوي احترام به والدين وكودك نيست اغلب موجب اَندوه و آسيب مداوم و قابل ملاحظه اي مي گردند لذا مشاورين محترم بايد :
براي اين منظورمشاوربايد بخواهد وبتواند ارتباطي دو جانبه و همراه با احترام با كودك و خانواده اش برقرار كرده و توجه خود رابه توسعه رابطهٴ سالم بين والدين كودك معطوف كند .
خانواده كودك عقب مانده بايد اين واقعيت كه كودكش معلول ذهني است روبرو شود . دستيابي به اين شناخت كمي سخت است خانواده ها ابتدا همراه با اندوه به اين نتيجه مي رسند وقت ، انرژي و پول زيادي راصرف مي كنند كه شايد بتوانند فرزندشان را درمان كنند وقتي از درمان عاجز مي شوند دنبال چسيستي و چرايي آن هستند يعني به دنبال علت مي گردنند ودرمرحله بعد درجستجوي راه حل كه همان پذ يرش مساله است .
وقتي والدين ازعقب ماندگي فرزندشان مطلع مي شوند اغلب به جستجوي علت اين تراژدي كه آنها را به ستوه آورده است مي پردازد . براي اين كارشان دو انگيزه دارند :
وقتي خانواده ها مي آموزند كه كودك آنها قبل از تولد به واسطه عللي كه تحت كنترل آنها نيست آسيب ديده است احساس آرامش مي كنند و وارد مرحله اي مي شود كه پذ يرش كودك نام دارد كه اين امر مستلزم احترام گرم به كودك آن طور كه هست قدراني از امكانات او ،تحمل كمبودها و لذت فعال در ارتباط با او باشد
بايد بين كودكان عقب ماند ه ذهني و خانواده آنها يك رابطه دو جانبه بوجود آورد . هر چه رابطه صميمانه تر باشد احتمال اين كه اين كودكان با ثبات تر ،قابل كنترل ترو آرامتر باشند بيشتر است .
مشاورين براي كمك به والدين جهت رويايي بامسائل واقعي فرزندشان به طرق زير مي توانند نقشهاي مفيد ايفا كنند .
خلاصه : خانواده هايي كه كودك عقب مانده دارند دچار مسائل ومشكلات بلند مدّ تي هستند كه مي بايد باآن مواجه شوند اما با پرداختن به پرورش رابطه شاد بين والدين و كودك ايجاد انگيزه و مناعت طبع دروالدين و توان بخشيدن به خانواده جهت استفاده از منابع موجود به قصد حل مسائل بيشماري كه با آن روبرو هستند اغلب خانواده ها مي توانند بااين موقعيت مزمن بطور موثر و مثبت سازگار شوند اما دراين راه سزاوارحمايت صميمانهٴ اجتماع مي باشند .
ù باقریù
امروزدر اتوبوس دختر بچه ای را دیدم با موهایی طلایی و صورتی زیبا به نظر خوشحال و شاد بود .به او حسادت کردم و آرزو کردم نیمی از شادی و زیبایی او از آن من بود . درحالی که غرق دراین افکاربه او خیره شده بودم از جا برخاست تا پیاده شود و من دیدم که چگونه لنگ لنگان عبور کرد . او فقط یک پا داشت و به جای پای دیگر از عصا کمک می گرفت . اما درحالی که از کنار من عبور می کرد ،لبخندی بر لب داشت . آه خدایا مرا به خاطر ناسپاسی ام ببخش من دو پا دارم .
چند روز بعد ،به شرینی فروشی رفتم پسر شیرینی فروش جذابیتی خاص داشت . فکر کردم خوب است کمی با او صحبت کنم اگر کمی دیرتر برسم اتفاقی نخواهد افتاد درحالی که با او گفتگو می کردم گفت متشکرم خانم ،شما خیلی مهربان هستید شما با وجود این که من نابینا هستم باز هم به من توجه می کنید .آه خدایا مرابه خاطر ناسپاسی ام ببخش من دو چشم دارم .
روزی درحالی که درخیابان قدم می زدم پسربچه ای باچشمان آبی نگاهم را متوقف کرد او ایستاده بود و به بازی بقیه بچه هانگاه میکرد ،کمی درنگ کردم و محو زیبایی او شدم از او پرسیدم عزیرم چرا با بچه ها بازی نمی کنی ؟
او حتی به سمت من باز نگشت و به همان سمتی که نگاه می کرد خیره ماند و من دانستم که او ناشنوااست.آه خدایا مرابه خاطر ناسپاسی ام ببخش .من شنوایی کامل دارم .
دو پا که هر کجا که بخواهم می روم ،دو چشم که با آن طلوع درخشان خورشید رامی بینم دو گوش که هرآن چه راباید بدانم باآن ها می شنوم و....
خدایا مرا به خاطر ناسپاسی ام ببخش . من خوشبختم چرا که توانایی های زیاد ی دارم . وخدایا هر آنکس راکه چیزی را از او گرفتی نیرویی ده که با توانایی که دارند بتوانند راحت زند گی کنند .
|
|